استادتمام گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری،دانشکده شهرسازی و معماری، واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد ،تهران،ایران
10.22034/jsrum.2026.582984.1029
چکیده
کلانشهر تهران طی دهههای اخیر با چالشهای گستردهای همچون تخریب اکوسیستمهای طبیعی، فرسایش منابع، نابسامانی کالبدی، نابرابری فضایی و کاهش زیستپذیری مواجه شده است. این وضعیت پیامد غلبه رویکردهای خطی، مداخلهمحور و کوتاهنگر در مدیریت شهری است که قادر به بازتولید ظرفیتهای حیات شهری نیستند. این مقاله با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای مدیریت احیاگر شهری در تهران، با بهرهگیری از مبانی نظری «سیستمهای زنده»، «طراحی احیاگر»، «اقتصاد چرخهای» و «بومشناسی عمیق»، به بازخوانی مفهوم شهر بهعنوان یک کل پویا، خودسازمانده و وابسته به جریانهای حیاتی میپردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل اسنادی، مرور مبانی نظری احیاگری و استخراج مؤلفههای کلیدی از متون مرجع است. یافتهها نشان میدهد مدیریت احیاگر شهری پارادایمی فراتر از پایداری است؛ زیرا به جای کاهش آسیب، بر افزایش ظرفیت حیات، بازتولید اکولوژیک، ترمیم شبکههای طبیعی، و احیای رابطه انسان با طبیعت تمرکز دارد. نتایج مقاله منجر به ارائه یک چارچوب مفهومی اولیه برای مدیریت احیاگر تهران شده است که بر پنج مؤلفه بنیادین شامل: حکمرانی احیاگر، احیای اکوسیستمهای طبیعی، زیرساخت سبز–آبی، متابولیسم و اقتصاد احیاگر، و طراحی مکانمحور انسان- طبیعت استوار است. این چارچوب میتواند مبنای توسعه مدل اجرایی، تدوین برنامههای سیاستی و طراحی الگوریتمی برای بازتولید حیات شهری در تهران باشد.